چه کار باید کرد؟

باز هم میرحسین

راستش علی رغم اعلام نظر صریح رهبری(البته از نظر من) مبنی بر تایید عملکرد دولت نهم و سئوالات عدیده ای که تو ذهنم هست، هنوز در مورد ریاست جمهوری دهم سردرگم هستم. دانسته هام از این مساله رو ردیف میکنم تا شاید بهتر بتونم تصمیم بگیرم.

١- میرحسین رو شخصی با کفایت تر از احمدی نژاد میدونم.

٢- میر حسین آدمی هست که حرف های احمدی نژاد( که همون آرمان های انقلاب هست) رو با ادبیات خاتمی بیان میکنه.

٣- احمدی نژاد خیلی تند و عصبی هست.(نمونه اش نامه به لاریجانی و اخطار قانون اساسی)

۴- به هماهمنگی رهبری و رئیس جمهور اعتقاد دارم.

۵- احمدی نژاد از دیدگاه رهبری شدیدا مورد تایید هست.(یک نمونه اش تاییدات رهبری در دیدار با خبرگان)

۶- ظلمی که الان داره به کشور میشه به نظر من از ظلمی که در دوران خاتمی شد بیشتر نیست٠( این ظلم جنبه اقتصادی داره که با واسطه به ارزش ها لطمه میزنه اما اون ظلم مستقیما به ارزش ها روا شد). این سوال از ذهنم دور نمیشه چرا میرحسین اونوقت صداش در نیومد.( البته به جز به چالش کشیدن توهم توطئه در سخنرانی دانشکده فنی)

٧- کسانی که میر حسین رو دوره کردند رو دارم میبینم.( آدمای دور احمدی نژاد اکثرا کار نابلدند( البته به جز امثال کردان) اما این ها بعضی هاشون...)

٨- رای نیاوردن احمدی نژاد میتونه در خارج از کشور اینطور تلقی بشه که مردم از شعارهای اصیل انقلاب برگشتند. شعارهایی مثل محو اسرائیل، استقلال، عدالت طلبی. هرچند که میدونم این ها موقتی هست و میرحسین هم اصول گراست(مگر اینکه به بلای خاتمی دچار شه)

٩- احمدی نژاد صادقانه تلاش کرد. اما با یک دندگی بعضی وقت ها ....

١٠- چپ و راست میخوان قدرتت قبضه شه در دستشون و کس دیگه رو تو این بازی راه نمیدن. و اونها به هر وسیله ای که شده میخوان این طیف سوم رو زمین بزنن.

١١- این طیف سوم به نظرم با احمدی نژاد متولد شد و میتونه با میر حسین به بلوغ برسه.

١٢- اگر میر حسین دور قبل یا دور بعد کاندید شده بود هیچ شکی در رای دادن به اون نداشتم.

١٣- دوست ندارم ذخیره ارزشمند انقلاب با رای نیاوردن ضایع بشه.

١۴- دوست ندارم عنصر دلسوزی مثل احمدی نژاد به خاطر یک سری اشتباهات فردی و دشمنی دیگران و جو سازیها ضایع بشه.

این فهرست همینطور ادامه داره. هرچند مطمئنم خدا بهترین راه رو جلوی مردم میگذاره. اما با این همه مساله هنوز نمی دونم چه کار باید بکنم.

+ جواد ; ٧:۳٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢۸ اسفند ،۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()   

میر حسین موسوی

میر حسین موسوی رو خیلی دوست دارم. برای من یادآور ارزشهایی هست که دیگه ازشون کمتر حرفی زده میشه. یعنی اگر از من کسی آدرس یک اصول گرای واقعی رو بپرسه یک راست اشاره می کنم به میرحسین.

هنوز معلوم نیست تو انتخابات شرکت میکنه یا نه. اما اگه شرکت کنه حسابی گیج و واگیج میشم.

همونطور کهه قبلا هم گفتم بعضی کارهای احمدی نژاد رو خصوصا تو اقتصاد قبول ندارم. اما دلم هم نمیاد بهش رای ندم. چون شاید برداشت بشه که مردم از خط اصول گرایی برگشتن.

اما میرحسین کسی هست که به خاطر اینکه خاتمی بوی اون رو می داد بهش رای دادم و بعد دیدم که نه. خاتمی خیلی اسیر رو درواسی هست. حالا اگه بیاد مگه میتونم بهش رای ندم؟

حرف های دیروز دانشکده فنی میر حسین، بوی انقلاب و ارزش هاش رو داشت. ارزش هایی که نسل من در راه اون همه هستیشون رو در طبق اخلاص گذاشتن.

دیروز ٢ بار اشک تو چشمام حلقه زد. یک بار با خوندن حرف های میر حسین و دیدن صورت قشنگش. (از این به بعدش برای شوخیه- کسی که اینجارو نمیبینه و برای خودم یادگاری میمونه) یک بار هم موقع تماشای جومونگ و صحنه ای که سوسانو رفت پیش جومونگ.

البته اینم به یادگار برای خودم بنویسم که یک بار دیگه هم اشکم درومد اونم وقتی پرسپولیش ٢-١ به مقاومت باخت.

+ جواد ; ٢:٠٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٤ اسفند ،۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()   

سر در گمی

این روزها سر در گمی عجیبی دارم. تا به حال همچین بلاتکلیفی ای رو تجربه نکرده بودم.

حقیقتش این هست که این سر در گمی در مورد انتخابات آتی ریاست جمهوری هست.

چند چیز هم زمان در ذهنم داره دور می زنه.

١- اگر هاشمی منصب رییس جمهور رو به عرش نشوند، خاتمی اونو پایینش آورد و احمدی نژاد کاملا زمینی اش کرد. خاتمی خاکی بود اما ادبیات و دغدغه هاش مردمی نبود و بیشتر مربوط به طیف خاصی از جامعه بود.

٢- از نظر مردم اون چیزی که مهمه در حال حاضر بیشتر مربوط به اقتصاد هست. اقتصاد ما تو این ٣ سال و اندی وضعیت فاجعه آمیزی داشته. اما مطابق گزارش نهادهای بین المللی کم کم وضعیت داره بهتر میشه. و روندی که مطابق آمار همه دولت ها داشتن که تو دور اول همه چی به هم می ریخته و در دور دوم درست میشده انگار داره تکرار میشه.

٣- از نظر بین المللی حقیقتش من به رفتار احمدی نژاد بیشتر اعتقاد دارم تا خاتمی. چون به نظرم این دنیا، دنیایی نیست که بتونیم با ادبیات خاتمی  حقمون رو بگیریم. تو این دنیا به آدم یک دنده ای مثل احمدی نژاد نیاز هست.

۴- دورو بر خاتمی رو یک عده گرفتن که به نظرم یا آدم های ترسویی هستن یا خائن. این مساله برام خیلی مهمه. من به خاتمی اعتقاد  دارم. اما از مشارکت متنفرم. و به نظرم یک روزی اسناد جاسوسی و خیانت خیلی از این ها رو میشه. همینطور که یکی یکی دارن میرن به سمت آمریکا.

۵- احمدی نژاد آدم یک دنده و مشورت ناپذیری نشون میده و به خصوص تو مساله ای مثل کردان هیچ جور نمیشه رفتارهاش و منطقش رو توجیه کرد.

۶- احمدی نژاد از مدیرای تحول خواهی هست که هیچوقت نتونستم درکشون کنم. بعضی از مدیرا فقط دنبال متحول کردن. اما این تحول هیچ سمت و جهتی نداره و اغلب خراب کننده است. من همیشه مخالف تحول توسط آدم هایی هستم که هنوز هیچ تسلطی به حوزه کاریشون پیدا نکردن.

٧- در عوض خاتمی اونقدر پایبند مشورت و نظر خواهی هست که همین مانع میشه حتی یک قدم بداره.

٨- ظاهرا تو کشور ما بهترین کار اینه که دولت بشینه و کاری نکنه. کاری که تو دوره خاتمی شد و اقتصاد داشت به یک آرامشی میرسید. به همین دلیل، هر چند شاید مسخره باشه اما من موافق بیشتر شدن تعطیلات دولتی هستم.

٩- من عاشق میرحسینم. اما می بینم که اون رو هم دارن یک عده آدم .... دوره میکنن.

از طرف دیگه اگه میرحسین دور بعد کاندید میشد حتما رای میدادم اما الان فکر نکنم.

١٠- راجع به کروبی سعی میکنم اصلا فکر نکنم. نمی دونم هم چرا. به نظرم ما تو کشور تنها دو تیم اقتصادی داریم. یکی مربوط به اصلاح طلب ها . که اگه هاشمی یا کروبی یا خاتمی بیان همین ها دست اندرکار میشن که قبلا هم بودن. یکی دیگه مربوط به میرحسین که نمی دونم ایده هاشون الان کارامد هست یا نه.  فرشاد مومنی رو دوست دارم اما نمی دونم ازش کاری بر میاد یا نه.

١١- از دو طیفی شدن مملکت نگرانم. یا چپ یا راست به نظرو نتیجه خوبی نداره. البته اینم می دونم اگه گروه سومی هم بیاد میشه مثل احمدی نژاد که تیمی برای کار نداشت و اعضا دو گروه پیشنهاد های همکاریش رو رد کردن و در نتیجه کشور زیان دید.

١٢- اما همه این ها یک طرف من دینم رو دوست دارم. دورو بر خاتمی و کروبی یک عده مشکوک جا گرفتن که هر روز یکی از ایده هاشون رو میشه. یک روز سروش تنها تفاوت ما رو با انبیا منحصر در دریافت وحیی می کنه که در نهایت معلوم میشه برای همه هم تجربه پذیره، بعد از حقیقت های متکثر برامون میگه و علی و غیر علی رو تو یک جایگاه مینشونه(سخنرانی دانشکده فنی)، روز دیگه وحی زمانی و مکانی و میشه، بعد همون وحی میشه شخصی روز دیگه ای دین کاملا میشه شخصی و تقلید میشه کار میمون ( البته تنها تقلید از روحانیون و نه از به اسطلاح روشنفکران دینی) ، قرآن میشه تلقی شخصی پیامبر و... دین میشه افیون توده ها و دولت ها، عصمت میشه بی معنی و امام زمان هم که ..... زیارت عاشورا و جامعه کبیره هم مرامنامه شیعه غالی. امام هم که به موزه فرستاده میشه.

من حاضرم هیچ چی نداشته باشم و گشنگی بکشم اما این حرف ها رو هم حداقل در سطح دولتی ها نشنوم.

جدا باید چکار کنم؟

+ جواد ; ٩:٠٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٧ اسفند ،۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()