چه کار باید کرد؟

اخلاق باخت

نمیدونم چی بگم. صدها حرف تو ذهنم هست اما نمی دونم از کدومش شروع کنم. می دونم این روزها میگذره اما چیزهایی از بین میره که به سختی میشه براشون جایگزین پیدا کرد. شاید برای نسل جدید قابل درک نباشه که فردی مثل من که دوره جوانیش رو در روزگار جنگ گذرونده میر حسین یعنی چی. من که خودم هوادار گروه های چپ امامی بودم .

میر حسین برای من تجسم شیرین ترین روزهای زندگیمه. اما امروز میبینم که چطور قدم به قدم از اون چیزی که تو ذهنم داشتم داره فاصله میگیره. سخته که بپذیرم داره اشتباه به این فاحشی رو مرتکب میشه. و بدتر از همه اینکه آدم تو دودلی گیر کنه. اینجاست که دوباره اسم وبلاگم برام معنا پیدا میکنه. یک تردید و دودلی دیگه.

تردید و دودلی بین درست بودن تشخیص هام و غلط بودن رفتار میرحسین و بالعکس.

تنها چیزی که برام مشخص هستش اینه که در تصورات من میرحسین نقطه مقابل هاشمی بود اما امروز میبینم که دوره هاشمی مورد تایید اون بوده. وقتی در برابر ایده محوری تحکیم وحدتی ها تو سال ٧٨ موضع گرفت و تو خفقان اون دوره اومد و راجع به توهم توطئه حرف زد، گل از گلم شکفت و به کوچیکترها گفتم ببینید به این میگن یار امام. کسی که از جو موجود نترسید و اومد علنا حرف حق رو ابراز کرد.

آیا این همون میرحسینه؟

آیا واقعا میشه به این راحتی آراء مردو رو زیر سئوال ترد فقط به این دلیل که من برنده نشدم؟

کاش مثل رضایی اون هم میومد و ریز آرا رو میخواست و اگر شائبه ای تو شمارش یا جمع بندی هست اون رو با مردم طرح میکرد. می تونستن هر ٣ کاندید فرم های امضا شدشون رو بگذارن رو نت و آمار وزارت کشور رو هم کنارش و اگر تقلبی در جمع بندی  آرا اتفاق افتاده اون رو به عنوان یک وظیفه ملی در راستای صیانت از آرای ملت رو کنن.

آیا این راه بهتری نبود؟ با این جو سازی ها و برخوردهای بی منطق و آتیش زدن اموال عمومی تنها اتفاقی که افتاد رفتن آبروی ایران و تلخ شدن کام طرفدارای احمدی نژاد و لطمه دیدن چهره موسوی بود.

واقعا درک نمی کنم موضوع چیه. مشکلی که راه حل عادی داشت چرا اینطوری شد؟ مگر اینکه بگم خودشون میدونستن تقلبی در کار نیست و فقط دنبال به هم ریختن کشور بودن. اما با چه انگیزه و به چه دلیلی.

خدایا کمک کن تا از این بهت و حیرت و دودلی بیرون بیام.

+ جواد ; ٧:٥٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٤ خرداد ،۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

انتخابات دهم(2)

این یادداشت در ادامه یادداشت قبل هست.

- مناظره پنجم: در این مناظره موسوی و کروبی روبروی هم قرار گرفتند. و تقریبا این مناظره رو به محاکمه احمدی نژاد تبدیل کردند. و فکر میکنم یکی از دلایل عدم اقبال در حد انتظار به موسوی همین باشه.( البته چیزی که در مجموع دارم میبینم و نتایج انتخابات میتونه نشون بده برداشتم درسته یا نه)

برداشت هام از این مناظره عبارتند از:

* به مسلخ رفتن تعهد به برنامه مناظره

* بی اعتبار شدن اخلاق گرایی میرحسین

* نمایش شخصیتی عصبی از میرحسین

* نمایش عدم توان پاسخگویی به احمدی نژاد در برابر خودش( اینکه درسته یا درست نیست رو کاری ندارم. اما همه  از قبل مشخص کرده بودن که این برنامه محورش احمدی نژاد هستش و همین اتفاق هم افتاد)

* استفاده نسبتا غیر اخلاقی میرحسین از آمار( گرافی که به عنوان گراف احمدی نژاد نشون داد درست نبود)

* نجابت کروبی( از یارانی که کلی براشون مردونگی کرده بود گلگی نکرد و فقط پرسید واقعا پای کاری یا نه؟)

* بی برنامگی طرفین(موسوی یک کتاب که 3 روز بعد قرار بود برسه دست مردم نشون داد. سوای اینکه 3 روز بعد دیگه به چه دردی میخوره، مطالبی که خوند یا هدف کیفی بودند یا استراتژی و نه برنامه)

به نظرم این مناظره برنده اش احمدی نژاد بود. که این رو باید بعدا دید. مخصوصا به خاطر پرخاشگری شدید و دور از انتظار میر حسین در برابر تذکر مجری بیچاره.*

- مناظره ششم(رضایی-احمدی نژاد):

* بهترین مناظره

* نمایش نجابت رضایی

* مدیریت عالی احمدی نژاد بر جلسه مناظره و کشتن وقت

* پخته نبودن برنامه رضایی بر خلاف تصورم

* برنامه های رضایی خصوصا فدراتیوش قبلا تو مجمع طرح شده و پذیرفته نشده

* تسلط خوب احمدی نژاد بر مباحث اقتصادی

راستش انتظار داشتم رضایی حسابی احمدی نژاد رو گیر بندازه. اما یه جاهایی برعکس بود. احمدی نژاد از نجابت رضایی حداکثر استفاده رو کرد و بر فضای بحث مسلط شد و اون رو کشوند به زمینی که خودش میخواست. در حالی که تو مناظرات قبلی رضایی این کار رو با رقبا کرده بود.

سماجت احمدی نژاد در مورد عدم آشنایی رضایی با بوروکراسی اداری، رضایی رو به جایی کشوند که بگه 3 سال کشور رو من اداره میکردم. و اگر پافشاری احمدی نژاد بر این قضیه نبود و فقط اشاره ای گذرا میکرد، رضایی که کاملا منفعل شده بود بدون اشاره به آمار سازی مناظره رو تموم میکرد.

این سماجت احمدی نژاد به نظرم تنها نکته تاریک بود.

این مناظره نشون داد احمدی نژاد کاملا به مباحثی که طرح میشه مسلطه و با آمادگی قبلی میومد. از این کارش خوشم اومد.

پ ن :

1-مجرب برنامه آقای پور حسین فارغ از سمت اجراییش، یک شخصیت علمی تو مبحث روان شناسی کودک هست و مجله ای تخصصی در این زمینه رو اداره میکنه. به هیچ وجه توهین میر حسین به ایشون رو نپسندیدم. حتی اگر عدالت رو رعایت نکرده باشه اون مقصر اصلی نیست و میر حسین میتونست به اون توهین نکنه و حرفهاش رو هم بزنه.

2- من دلایل میرحسین برای تبدیل مناظره به گپ خودمونی و توهین شدید به احمدی نژاد رو نپسندیدم. مخصوصا که اون مدعی اخلاق هم بود. و این کارشون از اخلاق به دور بود.

3- آمارهای میر حسین دستکاری شده بود که کاری اخلاقی نبود. کسی که این همه به دروغ گویی فرد دیگه ای میتازه خودش نباید اینجور رفتار کنه.

http://rajanews.com/detail.asp?id=30850


+ جواد ; ۳:٢٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٠ خرداد ،۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

انتخابات دهم

خوب تا حالا شاهد ۴ مناظره بودیم. به نظرم نتایج اولیه مناظرات به این ترتیب بود:

- مناظره اول: نمایش نسبی برنامه مند بودن رضایی و بی برنامگی کروبی. البته خداییش به نظرم کمی هم مسخره بود. هر برنامه ای که رضایی می گفت کروبی هم میگفت منم همین رو میگم. بگذریم.

- مناظره دوم: مناظره دوم معروف به مناظره بزرگ شد. مناظره ای بین میر حسین و احمدی نژاد. به نظرم این مناظره نقش تعیین کننده ای در آینده انقلاب و نظام داره. که بعدا دلایلش رو مینویسم. اما نتایج این مناظره:

* احمدی نژاد رو هم میشه طوری عصبی کرد که از کوره در بره و منطق از کف بده.

* میر حسین به شدت نگران بود. تا زمانی که احمدی نژاد مدرک رهنورد رو نشون نداده بود میر حسین هنوز صداش میلرزید و بعد از اون انگار سر حال اومد.

* منجر به جابجایی نقش ها شد که بعدا توضیح میدم.

* منجر به افزایش و توسعه ظرفیت نظام شد.( اینم بمونه توضیحش برای بعد)

* احمدی نژاد باز هم ساختار شکنی کرد که به نظرم در نهایت ثمرات خوبی داشته باشه.

* جامعه ما رو متوجه اخلاق کرد. تمام کسانی که قبلا از هاشمی و ... بد گویی میکردن به یک باره متوجه زشتی این کارشدن.

* با وضعی که میر حسین در پاسخگویی داشت نمی دونم چقدر مناسب ریاست جمهوری باشه.

در نهایت میشه گفت برنده و بازنده این مناظره میتونه نظام باشه.

- مناظره سوم: مناظره سوم به نظرم باز هم تاکید بر برتری رضایی داشت بر سایر کاندیدها. واقعا متانت و ادب و نجابت رضایی ستودنی بود. نشون داد که میتونه میر حسینی رو که بی برنامه و متزلزل وارد شده به سختی بندازه اما نجابت کرد و قضیه رو کش نداد.

- مناظره چهارم: این که احمدی نژاد برتر بود که جای شبهه نداره. اما در مجموع میشه گفت:

* کروبی تیر خلاص خورد.

* احمدی نژاد نشون داد سریع میتونه ضعف هاش رو بپوشونه. و این یعنی ظرفیتش در پذیرش خطا و اصلاح اون بالا رفته.

* در کل مفرح ذات بود. ما کهکلی خندیدیم. و البته از نظر بازنگری در گذشته و حال مواضع افراد هم قابل تامل و شاید گریه دار.

اما در مجموع چون داستان بی برنامگی موسوی و کروبی کاملا مشخص بود به نظر من مهمترین مناظره، مناظره احمدی نژاد با رضایی هست.

و این برای من جالبه که شاید این اولین انتخابات باشه که جناح راست هیچ نماینده ای در اون نداره.

+ جواد ; ٩:۳٢ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٧ خرداد ،۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

احمدی نژاد

هر چی بیشتر به انتخابات نزدیک میشیم احساس میکنم بیشتر متمایل میشم به احمدی نژاد رای بدم. و اگر این اتفاق بیافته برای اولین باره که من به کسی ٢ بار رای دادم.

راستش کم کم دارم احساس میکنم این انتخابات انتخابی بین هاشمی و خط سوم هستش. علی رغم نظر همه اون کسایی که فکر میکنن احمدی نژاد متعلق به راست هاست من همچین دیدگاهی نسبت به اون ندارم. و دقیقا احساس میکنم این همه تحقیر و تخریب به همین دلیل نسبت به اون روا شده. نباید تو کشور جناح سومی شکل بگیره. هر چند دل خوشی از احمدی نژاد به خاطر چند کارش ندارم، اما وقتی میبینم اینقدر مظلومانه تحقیر میشه نمیتونم بی تفاوت باشم. اونقدر فضا بر علیه اون تیره و تار شده کمه آدم جرات نمیکنه در علن ازش دفاع کنه.

حالا دیگه احتمالا به میر حسین رای نمیدم چونکه:

- به خطر افتادن ارزش ها براش اهمیت کمتری از به خطر افتادن اقتصاد داره.

- ادعای ٢٠ سال ممنوع التصویر بودن برام قابل پذیرش نبود. چرا که اولا اوائل دوره خاتمی ایشون یک سخنرانی تو دانشکده فنی دانشگاه تهران داشتن در مورد تئوری توهم توطئه که تا جایی که خاطرم هست حداقل ٣ بار از کانال های مختلف پخش شد. ثانیا مگه ابزار اعلام نظرات منحصر به رادیو و تلویزیون بوده؟ آیا ما روزنامه های مختلف تو این دوره نداشتیم( مثلا سلام، بهار، جامعه و ....) یا خبرگزاری هایی مثل ایسنا.

- حتی اگر اقتصاد برای ایشون انقدر مهم هست پس چرا تئوری اقتصادی روشنی ارائه نمی کنن؟ آقای مومنی که سرپرست تیم اقتصادی میرحسین هستش جزو منتقدین پرو پاقرص سیاست های اقتصادی کارگزاران بود که به انحا مختلف نظراتش رو ابراز میکرد. چه نسبتی بین نظرات اقتصادی مومنی با برنامه چهارم توسعه که این همه احمدی نژاد بخاطر عدم رعایتش فحش میشنوه هست؟

- دوست داشتم میرحسین حداقل به اندازه افشین قطبی تو فضای گفتمانی حیطه مربوط به خودش تاثیر گزار باشه. اما یکی بیاد بگه ادبیات میرحسین با احمدی نژاد یا کروبی چه فرقی داره؟

- این همه تو بوق و کرنا کردیم که احمدی نژاد زحمات دولت های قبلی رو در نظر نمیگیره. الان همین اتفاق راجع به خودش داره میوفته. اگر کاری که الان داره صورت میگیره خوبه، پس کاری که احمدی نژاد میکرده هم احتمال داره درست باشه. یعنی نفس اینکه یک دولتی بیاد و کار دولت قبلی رو صدر تا به ذیل ببره زیر سئوال غلط نیست. بستگی داره نظر ما راجع به اون دولت چی باشه.

- تمام آمارهای این مملکت به یک باره غلط و آبکی شدند. وقتی کار این دولت با ارقام و آمار به دولت های قبلی مقایسه میشه، میگن همش ساختگیه. اگه به این راحتی میشه عدد ساخت چه معلوم قبلی ها ساختگی نبوده و یا همین اعداد ادعایی ساختگی نباشن

...

- آخرش اینکه جدی جدی باید به هاشمی تبریک گفت.

+ جواد ; ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ ; شنبه ٩ خرداد ،۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

انتخابات

هر چند دلم نمی خواد از انتخابات چیزی بنویسم. اما از اونجا که اینجا کاملا شخصی هستش و بازدید کننده خاصی هم نداره می تونم راحت نظر خودم رو برای اینکه در آینده ببینم تصمیماتم درست بود یا غلط یادداشت کنم. به هر حال چند تا مطلب الان تو ذهنم هست.

١- از مواضع انقلابی احمدی نژاد راضی ام.

٢- از اینکه میشنوم بر خلاف میل رهبری و مراجع کار میکنه نگران میشم. به نظرم بزرگترین مانع جلو پای خاتمی عدم هماهنگیش بود که کلی فرصت از دست رفت. یکیش موردی که رهبری پیش خود احمد نژاد اشاره کرد به ایم مضمون که دولت وعده ای محقق نشدنی داده و رهبری خواسته به مردم بگن نمیشه اما رئیس جمهور قبول نکرده. دومیش سازمان حج و زیارت سومیش احتمالا جابجایی منطقی( یقین ندارم)

٣- به نظرم گاهی وفاداری و لجبازی تو این دولت خلط میشه. داستان کردان و مشائی از این دست خطاهاست.

۴- موسوی حرف های نادرست بدی داره میزنه. یکیش جمع کردن گشت ارشاد که فارغ از درستی یا نادرستی، احمدی نژاد هم مخالفش بود اما زورش نرسید. همونطور که احمدی مقدم به میرحسین تذکر داد که تو حوزه اختیاراتش وعده بده. دومیش مسکن مهر بود که گفته من تبدیل به تعاونیش میکنم که دیگه این از عجایب بود چون شیوه عمل مسکن مهر تعاونیه.

۵- به نظرم جو سازی و بدگویی از دولت کار حساب شده ای هستش. مثلا بحث جمع کردن شوراها رو آقای نیلی در مورد این حرف ها رو زده.

28940=http://rajanews.com/detail.asp?id

در مورد سازمان مدیریت هم بحثش هست. یا مثلا گیری که به دولت در مورد واردات میوه میدن در حالی که دولت وارد نمیکنه و مکلفه به قانون چهارم عمل کنه و اونجا عوارض قید شده و ....حتی بحث سهام عدالت هم ....

6- از اینکه فردای انتخابات دوباره آدمایی امثال محمدرضا خاتمی و حجاریان و ... راه بیافتن و ژست پیروز بگیرن جدا می ترسم. همونطور که تو خرداد 76 با اینکه کلی زحمت کشیدم برای خاتمی اما از فرداش ما شدیم شکست خورده و تمام ارزشها...

به هر حال مطمئنم خدا خودش بهترین راه رو جلو پای مردم میگذاره.

+ جواد ; ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٢ اردیبهشت ،۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

پدیده ای به نام احمدی نژاد

راستش بعد از دیدن ماجرای کنفرانس دوربان افکار متضادی تو ذهنم شکل گرفت. اول اینکه چرا باید کار ما به جایی بکشه که رئیس جمهور ما که نماینده کشور ماست در یک مجمع جهانی چنین وضعی براش پیش بیاد. به خاطر همین دیروز می خواستم یک مطلبی بنویسم در این مورد. اما راستش هر چی از ماجرا داره میگذره بیشتر دارم دو دل میشم. آیا واقعا اتفاقی که افتاد به ضرر ما بود؟

ماجرای پادشاهی به خاطرم اومد که خیاط گفته بود لباسی که من دوختم رو هیچکس نمیتونه ببینه مگر اینکه حلال زاده باشه و همه از ترس انگ حرام زادگی میگفتن عجب لباسی و ... در حالی که شاه عریون بود. تبعیت از قواعد و هژمونی بین المللی ای که تعریف یک عده از افرادی هست که بنابر مصالح خودشون اون رو تعریف کردن آیا نشانه عاقل بودن و ... هست؟

آیا نباید کسی پیدا شه که این نظم ظالمانه رو بر هم بزنه؟ آیا همرنگ جماعتی که همه از ترس یک نفر این رنگ رو به خودشون گرفتن شدن کار درستی هستش؟ آیا جایی بهتر از کنفرانس دوربان برای بیان حرف های احمدی نژاد وجود داشت؟ آیا این کار غربی ها مطابق همون دموکراسی و آزادی بیان بود؟و ...

کسی نباید پیداشه بگه وقتی شما ابراز هر چیزی رو مجاز میدونین( مثل توهین به ادیان و همجنس بازی و ...) چرا با حق طبیعی ابراز نظرات یک کشور یا فرد مخالفت میکنین؟

دنیای عجیبیه. اما حمایت اکثریت نهادهای مردمی شرکت کننده در دوربان از حرف های احمدی نژاد، زنگ مرگ این نظم ظالمانه رو به نظرم به صدا درآورد.

به هرحال خدا فرموده لا یحب الله الجهر بالسوء الا من ظلم. خدا بلند کردن صدا با حرف های درشت رو دوست نداره مگر در مورد کسی که مورد ظلم واقع شده. پذیرش تبعات همچین کاری از کسی بر نمیاد جز اینکه براش آبرو در رتبه اول نباشه و احمدی نژاد از این جهت پدیده منحصر به فردیه.

هر چقدر از تصمیمات مدیریتی خلق الساعه اون بدم میاد نمیتونم بگم که این کارش به نظرم قشنگ بود.

این مطلب رو هم الان دیدم جال بود گفتم لینکش رو بگذارم.

http://fardanews.com/fa/pages/?cid=80663

+ جواد ; ٩:۱٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢ اردیبهشت ،۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()   

باز هم میرحسین

راستش علی رغم اعلام نظر صریح رهبری(البته از نظر من) مبنی بر تایید عملکرد دولت نهم و سئوالات عدیده ای که تو ذهنم هست، هنوز در مورد ریاست جمهوری دهم سردرگم هستم. دانسته هام از این مساله رو ردیف میکنم تا شاید بهتر بتونم تصمیم بگیرم.

١- میرحسین رو شخصی با کفایت تر از احمدی نژاد میدونم.

٢- میر حسین آدمی هست که حرف های احمدی نژاد( که همون آرمان های انقلاب هست) رو با ادبیات خاتمی بیان میکنه.

٣- احمدی نژاد خیلی تند و عصبی هست.(نمونه اش نامه به لاریجانی و اخطار قانون اساسی)

۴- به هماهمنگی رهبری و رئیس جمهور اعتقاد دارم.

۵- احمدی نژاد از دیدگاه رهبری شدیدا مورد تایید هست.(یک نمونه اش تاییدات رهبری در دیدار با خبرگان)

۶- ظلمی که الان داره به کشور میشه به نظر من از ظلمی که در دوران خاتمی شد بیشتر نیست٠( این ظلم جنبه اقتصادی داره که با واسطه به ارزش ها لطمه میزنه اما اون ظلم مستقیما به ارزش ها روا شد). این سوال از ذهنم دور نمیشه چرا میرحسین اونوقت صداش در نیومد.( البته به جز به چالش کشیدن توهم توطئه در سخنرانی دانشکده فنی)

٧- کسانی که میر حسین رو دوره کردند رو دارم میبینم.( آدمای دور احمدی نژاد اکثرا کار نابلدند( البته به جز امثال کردان) اما این ها بعضی هاشون...)

٨- رای نیاوردن احمدی نژاد میتونه در خارج از کشور اینطور تلقی بشه که مردم از شعارهای اصیل انقلاب برگشتند. شعارهایی مثل محو اسرائیل، استقلال، عدالت طلبی. هرچند که میدونم این ها موقتی هست و میرحسین هم اصول گراست(مگر اینکه به بلای خاتمی دچار شه)

٩- احمدی نژاد صادقانه تلاش کرد. اما با یک دندگی بعضی وقت ها ....

١٠- چپ و راست میخوان قدرتت قبضه شه در دستشون و کس دیگه رو تو این بازی راه نمیدن. و اونها به هر وسیله ای که شده میخوان این طیف سوم رو زمین بزنن.

١١- این طیف سوم به نظرم با احمدی نژاد متولد شد و میتونه با میر حسین به بلوغ برسه.

١٢- اگر میر حسین دور قبل یا دور بعد کاندید شده بود هیچ شکی در رای دادن به اون نداشتم.

١٣- دوست ندارم ذخیره ارزشمند انقلاب با رای نیاوردن ضایع بشه.

١۴- دوست ندارم عنصر دلسوزی مثل احمدی نژاد به خاطر یک سری اشتباهات فردی و دشمنی دیگران و جو سازیها ضایع بشه.

این فهرست همینطور ادامه داره. هرچند مطمئنم خدا بهترین راه رو جلوی مردم میگذاره. اما با این همه مساله هنوز نمی دونم چه کار باید بکنم.

+ جواد ; ٧:۳٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢۸ اسفند ،۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()   

سر در گمی

این روزها سر در گمی عجیبی دارم. تا به حال همچین بلاتکلیفی ای رو تجربه نکرده بودم.

حقیقتش این هست که این سر در گمی در مورد انتخابات آتی ریاست جمهوری هست.

چند چیز هم زمان در ذهنم داره دور می زنه.

١- اگر هاشمی منصب رییس جمهور رو به عرش نشوند، خاتمی اونو پایینش آورد و احمدی نژاد کاملا زمینی اش کرد. خاتمی خاکی بود اما ادبیات و دغدغه هاش مردمی نبود و بیشتر مربوط به طیف خاصی از جامعه بود.

٢- از نظر مردم اون چیزی که مهمه در حال حاضر بیشتر مربوط به اقتصاد هست. اقتصاد ما تو این ٣ سال و اندی وضعیت فاجعه آمیزی داشته. اما مطابق گزارش نهادهای بین المللی کم کم وضعیت داره بهتر میشه. و روندی که مطابق آمار همه دولت ها داشتن که تو دور اول همه چی به هم می ریخته و در دور دوم درست میشده انگار داره تکرار میشه.

٣- از نظر بین المللی حقیقتش من به رفتار احمدی نژاد بیشتر اعتقاد دارم تا خاتمی. چون به نظرم این دنیا، دنیایی نیست که بتونیم با ادبیات خاتمی  حقمون رو بگیریم. تو این دنیا به آدم یک دنده ای مثل احمدی نژاد نیاز هست.

۴- دورو بر خاتمی رو یک عده گرفتن که به نظرم یا آدم های ترسویی هستن یا خائن. این مساله برام خیلی مهمه. من به خاتمی اعتقاد  دارم. اما از مشارکت متنفرم. و به نظرم یک روزی اسناد جاسوسی و خیانت خیلی از این ها رو میشه. همینطور که یکی یکی دارن میرن به سمت آمریکا.

۵- احمدی نژاد آدم یک دنده و مشورت ناپذیری نشون میده و به خصوص تو مساله ای مثل کردان هیچ جور نمیشه رفتارهاش و منطقش رو توجیه کرد.

۶- احمدی نژاد از مدیرای تحول خواهی هست که هیچوقت نتونستم درکشون کنم. بعضی از مدیرا فقط دنبال متحول کردن. اما این تحول هیچ سمت و جهتی نداره و اغلب خراب کننده است. من همیشه مخالف تحول توسط آدم هایی هستم که هنوز هیچ تسلطی به حوزه کاریشون پیدا نکردن.

٧- در عوض خاتمی اونقدر پایبند مشورت و نظر خواهی هست که همین مانع میشه حتی یک قدم بداره.

٨- ظاهرا تو کشور ما بهترین کار اینه که دولت بشینه و کاری نکنه. کاری که تو دوره خاتمی شد و اقتصاد داشت به یک آرامشی میرسید. به همین دلیل، هر چند شاید مسخره باشه اما من موافق بیشتر شدن تعطیلات دولتی هستم.

٩- من عاشق میرحسینم. اما می بینم که اون رو هم دارن یک عده آدم .... دوره میکنن.

از طرف دیگه اگه میرحسین دور بعد کاندید میشد حتما رای میدادم اما الان فکر نکنم.

١٠- راجع به کروبی سعی میکنم اصلا فکر نکنم. نمی دونم هم چرا. به نظرم ما تو کشور تنها دو تیم اقتصادی داریم. یکی مربوط به اصلاح طلب ها . که اگه هاشمی یا کروبی یا خاتمی بیان همین ها دست اندرکار میشن که قبلا هم بودن. یکی دیگه مربوط به میرحسین که نمی دونم ایده هاشون الان کارامد هست یا نه.  فرشاد مومنی رو دوست دارم اما نمی دونم ازش کاری بر میاد یا نه.

١١- از دو طیفی شدن مملکت نگرانم. یا چپ یا راست به نظرو نتیجه خوبی نداره. البته اینم می دونم اگه گروه سومی هم بیاد میشه مثل احمدی نژاد که تیمی برای کار نداشت و اعضا دو گروه پیشنهاد های همکاریش رو رد کردن و در نتیجه کشور زیان دید.

١٢- اما همه این ها یک طرف من دینم رو دوست دارم. دورو بر خاتمی و کروبی یک عده مشکوک جا گرفتن که هر روز یکی از ایده هاشون رو میشه. یک روز سروش تنها تفاوت ما رو با انبیا منحصر در دریافت وحیی می کنه که در نهایت معلوم میشه برای همه هم تجربه پذیره، بعد از حقیقت های متکثر برامون میگه و علی و غیر علی رو تو یک جایگاه مینشونه(سخنرانی دانشکده فنی)، روز دیگه وحی زمانی و مکانی و میشه، بعد همون وحی میشه شخصی روز دیگه ای دین کاملا میشه شخصی و تقلید میشه کار میمون ( البته تنها تقلید از روحانیون و نه از به اسطلاح روشنفکران دینی) ، قرآن میشه تلقی شخصی پیامبر و... دین میشه افیون توده ها و دولت ها، عصمت میشه بی معنی و امام زمان هم که ..... زیارت عاشورا و جامعه کبیره هم مرامنامه شیعه غالی. امام هم که به موزه فرستاده میشه.

من حاضرم هیچ چی نداشته باشم و گشنگی بکشم اما این حرف ها رو هم حداقل در سطح دولتی ها نشنوم.

جدا باید چکار کنم؟

+ جواد ; ٩:٠٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٧ اسفند ،۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()   

مظلومیت ایران(1)

دیروز در خبرها دیدیم که اردوغان، نخست وزیر اسلام گرای ترکیه چطور پنجه در پنجه پرز، رئیس جمهور سفاک رژیم اشغالگر( و البته برنده نوبل صلح!!!!) انداخت. واقعا این واقعه دل همه مسلمین رو شاد کرد. اما چند نکته قابل تامل هم داشت.

١- در یادداشت قبلی( بخش نبرد فرقان) نوشتم که صف بندی جدیدی در حال شکل گرفتن هست. امیدوارم ترکیه آخرین قدم جهت پیوستن به جبهه حق رو برداره و روابطش رو با اسرائیل کلا قطع کنه.

٢- از حق نباید گذشت که اگر یکی از شعارهای ما صدور انقلاب بوده، امروز تبدیل این شعار رو به واقعیت به راحتی میشه دید. مشروط بر اینکه با دیده حق بین به این قضایا نگاه کنیم. رفتار ترکیه، ونزوئلا، بولیوی و مردم دنیا، ریشه در هنجار شکنی داشت که انقلاب ما کرد. اگر روزی آتش زدن پرچم آمریکا هنجار شکنی بود، امروز این عمل به یک رویه ظلم ستیزانه در کل دنیا تبدیل شده و البته سرعت گرفتن این کار در دنیای امروز مرهون چند عامل هست که یکیش شجاعت مثال زدنی رئیس جمهور ما احمدی نژاد هست. (فارق از درستی یا نادرستی سیاست های اقتصادی دولت)

٣- اما ما مظلوم ترین ملت در دنیای امروز هستیم. حتی مظلوم تر از اهل غزه. میگین چرا؟ این بمونه برای پست بعدی

+ جواد ; ٥:٠٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٢ بهمن ،۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()