چه کار باید کرد؟
|
||
به نظر می رسد انقلاب ما باید در هر دوره ای به تجدید حیات خود بپردازد. اگر در منطق اسلام پذیرفته شده در راس هر قرن دین به دست یکی از بزرگانش احیا میشود انقلاب ما این تجدید حیات را نه هر ١٠٠ سال بلکه هر ١٠ سال انجام میدهد. و همین امر موجب پایداری و بالندگی انقلاب است.
با نگاهی به تاریخ انقلاب می توان دریافت هر نسلی باید دین خود را به این انقلاب ادا کرده و در برهه ای خاص با پرداخت هزینه متناسب با آن دوره به طور تمام قد به دفاع از ارزش های بنیادین انقلاب و احیای مجدد آن بپردازد.
اگر در سال ۵٧ انقلاب با فداکاری نسلی از بزرگ مردان و در راس آن حضرت امام به پیروزی رسید و سال های ۵٨-۵٩-۶٠ با فتنه های بسیار بزرگ روبرو شد که در آن نسل جدیدی از انقلابیون پرورش یافتند. در سال ۶٨ نیز فتنه ای سنگینتر بروز کرد که با دست قدرت الهی مانعی بزرگ از راه انقلاب برچیده شد. این فتنه نیز موجب ارتقا اندیشه و عملکرد انقلابیون گشت.
فتنه سال ٧٨ به نظر سنگینتر از حوادث قبلی بود و با برنامه ریزی طیفی از درون نظام بروز کرد که تمام امکانات را جهت پیشبرد اهداف خود در اختیار داشت. اما ایستادگی رهبری و عمدتا پایمردی مردم باعث فروکش کردن آن فتنه گردید. در فتنه سال ٧٨ مردم پشتیبان رهبر شده و رهبری با تکیه بر مردم بساط فتنه را برچید.
اما فتنه ٨٨ از همه جهت متفاوت از سایر فتنه ها بود. سردمدار این فتنه کسی بود که خاطرات خوشی از خود در اذهان نسل های گذشته به جا گذاشته بود. به واسطه همین خاطره خوش و چهره دین مدار و احساس قرابتی که مردم بین او و امام و آرمان های اصیل انقلاب احساس میکردند این فتنه سنگینتر از مورد مشابه بنی صدر و منتظری بود.
فتنه بنی صدر در اوج اطاعت مردم از رهبری امام رخ داد و تا زمانی که امام سعی در پنهان کردن موضع خود داشت باقی بود و به محض آشکار شدن نظر امام بساط آن برچیده شد.
اما منتظری وضعیت متفاوتی داشت. از ابتدای انتصاب او مردم فقط به دلیل تبعیت از نظر امام( که فکر میکردند این مساله با نظر اما انجام شده) او را پذیرفتند.او هرگز در اذهان مردم در حد رهبری نبود. طنزهای آن روزگار حاکی از عدم جایگاه وی بود و برکناریش هر چند بی هزینه نبود اما هزینه زیادی در بر نداشت.
وقتی در غائله جدید جوانانی را دیدم که با بصیرت بیشتر، تاکید برعدم درگیری در حد امکان، آگاهی از ترس دشمنان از حضور آنان در صحنه و تعیین کننده بودن حضورشان در صحنه حضور داشتند آن هم در حالی که این حضور هم لطمه حیثیتی و هم لطمه جانی برایشان داشت، از بقای انقلاب مطمئن شدم.
این انقلاب هنوز جوانانی دارد که حاضرند برای آن آبرو و جان بدهند. حاضرند در خیابان ولی عصر و در کنار نیروی انتظامی بایستند هرچند از برخی پشت بام ها بر سرشان سنگ ببارد. و درخشان تر از همه اینکه می دانستنددشمن به دنبال درگیر کردن آنهاست و مهمتر از آن کسی که بر سرش سنگ میبارد الزاما دشمن نیست. شاید دوستی باشد که به واسطه فریب دشمن احساسات بر او غلبه کرده و به اشتباه دوست خود را به امر دشمن مورد هجوم قرار می دهد.
این بار نیروهای انقلاب از خود دفاع کردند و دشمن را از مظلوم نمایی محروم کردند. هر چند باز هم در جاهایی اشتباهاتی رخ داد که این هم بر تجربیات نیروهای نظام خواهد افزود.
این یادداشت در ادامه یادداشت قبل هست.
- مناظره پنجم: در این مناظره موسوی و کروبی روبروی هم قرار گرفتند. و تقریبا این مناظره رو به محاکمه احمدی نژاد تبدیل کردند. و فکر میکنم یکی از دلایل عدم اقبال در حد انتظار به موسوی همین باشه.( البته چیزی که در مجموع دارم میبینم و نتایج انتخابات میتونه نشون بده برداشتم درسته یا نه)
برداشت هام از این مناظره عبارتند از:
* به مسلخ رفتن تعهد به برنامه مناظره
* بی اعتبار شدن اخلاق گرایی میرحسین
* نمایش شخصیتی عصبی از میرحسین
* نمایش عدم توان پاسخگویی به احمدی نژاد در برابر خودش( اینکه درسته یا درست نیست رو کاری ندارم. اما همه از قبل مشخص کرده بودن که این برنامه محورش احمدی نژاد هستش و همین اتفاق هم افتاد)
* استفاده نسبتا غیر اخلاقی میرحسین از آمار( گرافی که به عنوان گراف احمدی نژاد نشون داد درست نبود)
* نجابت کروبی( از یارانی که کلی براشون مردونگی کرده بود گلگی نکرد و فقط پرسید واقعا پای کاری یا نه؟)
* بی برنامگی طرفین(موسوی یک کتاب که 3 روز بعد قرار بود برسه دست مردم نشون داد. سوای اینکه 3 روز بعد دیگه به چه دردی میخوره، مطالبی که خوند یا هدف کیفی بودند یا استراتژی و نه برنامه)
به نظرم این مناظره برنده اش احمدی نژاد بود. که این رو باید بعدا دید. مخصوصا به خاطر پرخاشگری شدید و دور از انتظار میر حسین در برابر تذکر مجری بیچاره.*
- مناظره ششم(رضایی-احمدی نژاد):
* بهترین مناظره
* نمایش نجابت رضایی
* مدیریت عالی احمدی نژاد بر جلسه مناظره و کشتن وقت
* پخته نبودن برنامه رضایی بر خلاف تصورم
* برنامه های رضایی خصوصا فدراتیوش قبلا تو مجمع طرح شده و پذیرفته نشده
* تسلط خوب احمدی نژاد بر مباحث اقتصادی
راستش انتظار داشتم رضایی حسابی احمدی نژاد رو گیر بندازه. اما یه جاهایی برعکس بود. احمدی نژاد از نجابت رضایی حداکثر استفاده رو کرد و بر فضای بحث مسلط شد و اون رو کشوند به زمینی که خودش میخواست. در حالی که تو مناظرات قبلی رضایی این کار رو با رقبا کرده بود.
سماجت احمدی نژاد در مورد عدم آشنایی رضایی با بوروکراسی اداری، رضایی رو به جایی کشوند که بگه 3 سال کشور رو من اداره میکردم. و اگر پافشاری احمدی نژاد بر این قضیه نبود و فقط اشاره ای گذرا میکرد، رضایی که کاملا منفعل شده بود بدون اشاره به آمار سازی مناظره رو تموم میکرد.
این سماجت احمدی نژاد به نظرم تنها نکته تاریک بود.
این مناظره نشون داد احمدی نژاد کاملا به مباحثی که طرح میشه مسلطه و با آمادگی قبلی میومد. از این کارش خوشم اومد.
پ ن :
1-مجرب برنامه آقای پور حسین فارغ از سمت اجراییش، یک شخصیت علمی تو مبحث روان شناسی کودک هست و مجله ای تخصصی در این زمینه رو اداره میکنه. به هیچ وجه توهین میر حسین به ایشون رو نپسندیدم. حتی اگر عدالت رو رعایت نکرده باشه اون مقصر اصلی نیست و میر حسین میتونست به اون توهین نکنه و حرفهاش رو هم بزنه.
2- من دلایل میرحسین برای تبدیل مناظره به گپ خودمونی و توهین شدید به احمدی نژاد رو نپسندیدم. مخصوصا که اون مدعی اخلاق هم بود. و این کارشون از اخلاق به دور بود.
3- آمارهای میر حسین دستکاری شده بود که کاری اخلاقی نبود. کسی که این همه به دروغ گویی فرد دیگه ای میتازه خودش نباید اینجور رفتار کنه.
http://rajanews.com/detail.asp?id=30850
هر چی بیشتر به انتخابات نزدیک میشیم احساس میکنم بیشتر متمایل میشم به احمدی نژاد رای بدم. و اگر این اتفاق بیافته برای اولین باره که من به کسی ٢ بار رای دادم.
راستش کم کم دارم احساس میکنم این انتخابات انتخابی بین هاشمی و خط سوم هستش. علی رغم نظر همه اون کسایی که فکر میکنن احمدی نژاد متعلق به راست هاست من همچین دیدگاهی نسبت به اون ندارم. و دقیقا احساس میکنم این همه تحقیر و تخریب به همین دلیل نسبت به اون روا شده. نباید تو کشور جناح سومی شکل بگیره. هر چند دل خوشی از احمدی نژاد به خاطر چند کارش ندارم، اما وقتی میبینم اینقدر مظلومانه تحقیر میشه نمیتونم بی تفاوت باشم. اونقدر فضا بر علیه اون تیره و تار شده کمه آدم جرات نمیکنه در علن ازش دفاع کنه.
حالا دیگه احتمالا به میر حسین رای نمیدم چونکه:
- به خطر افتادن ارزش ها براش اهمیت کمتری از به خطر افتادن اقتصاد داره.
- ادعای ٢٠ سال ممنوع التصویر بودن برام قابل پذیرش نبود. چرا که اولا اوائل دوره خاتمی ایشون یک سخنرانی تو دانشکده فنی دانشگاه تهران داشتن در مورد تئوری توهم توطئه که تا جایی که خاطرم هست حداقل ٣ بار از کانال های مختلف پخش شد. ثانیا مگه ابزار اعلام نظرات منحصر به رادیو و تلویزیون بوده؟ آیا ما روزنامه های مختلف تو این دوره نداشتیم( مثلا سلام، بهار، جامعه و ....) یا خبرگزاری هایی مثل ایسنا.
- حتی اگر اقتصاد برای ایشون انقدر مهم هست پس چرا تئوری اقتصادی روشنی ارائه نمی کنن؟ آقای مومنی که سرپرست تیم اقتصادی میرحسین هستش جزو منتقدین پرو پاقرص سیاست های اقتصادی کارگزاران بود که به انحا مختلف نظراتش رو ابراز میکرد. چه نسبتی بین نظرات اقتصادی مومنی با برنامه چهارم توسعه که این همه احمدی نژاد بخاطر عدم رعایتش فحش میشنوه هست؟
- دوست داشتم میرحسین حداقل به اندازه افشین قطبی تو فضای گفتمانی حیطه مربوط به خودش تاثیر گزار باشه. اما یکی بیاد بگه ادبیات میرحسین با احمدی نژاد یا کروبی چه فرقی داره؟
- این همه تو بوق و کرنا کردیم که احمدی نژاد زحمات دولت های قبلی رو در نظر نمیگیره. الان همین اتفاق راجع به خودش داره میوفته. اگر کاری که الان داره صورت میگیره خوبه، پس کاری که احمدی نژاد میکرده هم احتمال داره درست باشه. یعنی نفس اینکه یک دولتی بیاد و کار دولت قبلی رو صدر تا به ذیل ببره زیر سئوال غلط نیست. بستگی داره نظر ما راجع به اون دولت چی باشه.
- تمام آمارهای این مملکت به یک باره غلط و آبکی شدند. وقتی کار این دولت با ارقام و آمار به دولت های قبلی مقایسه میشه، میگن همش ساختگیه. اگه به این راحتی میشه عدد ساخت چه معلوم قبلی ها ساختگی نبوده و یا همین اعداد ادعایی ساختگی نباشن
...
- آخرش اینکه جدی جدی باید به هاشمی تبریک گفت.
هر چند دلم نمی خواد از انتخابات چیزی بنویسم. اما از اونجا که اینجا کاملا شخصی هستش و بازدید کننده خاصی هم نداره می تونم راحت نظر خودم رو برای اینکه در آینده ببینم تصمیماتم درست بود یا غلط یادداشت کنم. به هر حال چند تا مطلب الان تو ذهنم هست.
١- از مواضع انقلابی احمدی نژاد راضی ام.
٢- از اینکه میشنوم بر خلاف میل رهبری و مراجع کار میکنه نگران میشم. به نظرم بزرگترین مانع جلو پای خاتمی عدم هماهنگیش بود که کلی فرصت از دست رفت. یکیش موردی که رهبری پیش خود احمد نژاد اشاره کرد به ایم مضمون که دولت وعده ای محقق نشدنی داده و رهبری خواسته به مردم بگن نمیشه اما رئیس جمهور قبول نکرده. دومیش سازمان حج و زیارت سومیش احتمالا جابجایی منطقی( یقین ندارم)
٣- به نظرم گاهی وفاداری و لجبازی تو این دولت خلط میشه. داستان کردان و مشائی از این دست خطاهاست.
۴- موسوی حرف های نادرست بدی داره میزنه. یکیش جمع کردن گشت ارشاد که فارغ از درستی یا نادرستی، احمدی نژاد هم مخالفش بود اما زورش نرسید. همونطور که احمدی مقدم به میرحسین تذکر داد که تو حوزه اختیاراتش وعده بده. دومیش مسکن مهر بود که گفته من تبدیل به تعاونیش میکنم که دیگه این از عجایب بود چون شیوه عمل مسکن مهر تعاونیه.
۵- به نظرم جو سازی و بدگویی از دولت کار حساب شده ای هستش. مثلا بحث جمع کردن شوراها رو آقای نیلی در مورد این حرف ها رو زده.
28940=http://rajanews.com/detail.asp?id
در مورد سازمان مدیریت هم بحثش هست. یا مثلا گیری که به دولت در مورد واردات میوه میدن در حالی که دولت وارد نمیکنه و مکلفه به قانون چهارم عمل کنه و اونجا عوارض قید شده و ....حتی بحث سهام عدالت هم ....
6- از اینکه فردای انتخابات دوباره آدمایی امثال محمدرضا خاتمی و حجاریان و ... راه بیافتن و ژست پیروز بگیرن جدا می ترسم. همونطور که تو خرداد 76 با اینکه کلی زحمت کشیدم برای خاتمی اما از فرداش ما شدیم شکست خورده و تمام ارزشها...
به هر حال مطمئنم خدا خودش بهترین راه رو جلو پای مردم میگذاره.