چه کار باید کرد؟
|
||
راستش بعد از دیدن ماجرای کنفرانس دوربان افکار متضادی تو ذهنم شکل گرفت. اول اینکه چرا باید کار ما به جایی بکشه که رئیس جمهور ما که نماینده کشور ماست در یک مجمع جهانی چنین وضعی براش پیش بیاد. به خاطر همین دیروز می خواستم یک مطلبی بنویسم در این مورد. اما راستش هر چی از ماجرا داره میگذره بیشتر دارم دو دل میشم. آیا واقعا اتفاقی که افتاد به ضرر ما بود؟
ماجرای پادشاهی به خاطرم اومد که خیاط گفته بود لباسی که من دوختم رو هیچکس نمیتونه ببینه مگر اینکه حلال زاده باشه و همه از ترس انگ حرام زادگی میگفتن عجب لباسی و ... در حالی که شاه عریون بود. تبعیت از قواعد و هژمونی بین المللی ای که تعریف یک عده از افرادی هست که بنابر مصالح خودشون اون رو تعریف کردن آیا نشانه عاقل بودن و ... هست؟
آیا نباید کسی پیدا شه که این نظم ظالمانه رو بر هم بزنه؟ آیا همرنگ جماعتی که همه از ترس یک نفر این رنگ رو به خودشون گرفتن شدن کار درستی هستش؟ آیا جایی بهتر از کنفرانس دوربان برای بیان حرف های احمدی نژاد وجود داشت؟ آیا این کار غربی ها مطابق همون دموکراسی و آزادی بیان بود؟و ...
کسی نباید پیداشه بگه وقتی شما ابراز هر چیزی رو مجاز میدونین( مثل توهین به ادیان و همجنس بازی و ...) چرا با حق طبیعی ابراز نظرات یک کشور یا فرد مخالفت میکنین؟
دنیای عجیبیه. اما حمایت اکثریت نهادهای مردمی شرکت کننده در دوربان از حرف های احمدی نژاد، زنگ مرگ این نظم ظالمانه رو به نظرم به صدا درآورد.
به هرحال خدا فرموده لا یحب الله الجهر بالسوء الا من ظلم. خدا بلند کردن صدا با حرف های درشت رو دوست نداره مگر در مورد کسی که مورد ظلم واقع شده. پذیرش تبعات همچین کاری از کسی بر نمیاد جز اینکه براش آبرو در رتبه اول نباشه و احمدی نژاد از این جهت پدیده منحصر به فردیه.
هر چقدر از تصمیمات مدیریتی خلق الساعه اون بدم میاد نمیتونم بگم که این کارش به نظرم قشنگ بود.
این مطلب رو هم الان دیدم جال بود گفتم لینکش رو بگذارم.
http://fardanews.com/fa/pages/?cid=80663
با توجه به پیروزی چشمگیر حماس در نبرد ٢٢ روزه و تبعات آن( از جمله افزایش محبوبیت حماس و محکومیت جهانی رژیم اشغالگر قدس و جدایی جبهه حق و باطل) همه کسانی که سعی در نادیده گرفتن حماس داشتند مجبور شدند تا با پذیرش ماهیت حماس به مذاکره با آن روی بیاورند.
البته این مساله می تواند از جهتی تهدید و از جهتی دیگر فرصتی استثنایی برای جبهه مقاومت باشد. فرصت از این جهت که مساله مقاومت به یک خواست عمومی در کرانه باختری و نوار غزه در سطح ملت و حکومت تبدیل شود. که البته نتیجه آن شکست سریعتر سیاست سازش به سرکردگی عربستان، مصر و اردن خواهد بود و در واقع خط نفوذ قدرت های عربی سازش کار مسدود و یا حداقل تضعیف خواهد شد. و تهدید از جهت اینکه شاید درگیری بیش از حد حماس در ساختار حکومت، منجر به پذیرش قواعد عرفی رفتارهای رسمی و استهاله جبهه مقاومت شود.
استفاده از فرصت موجود و تقویت جبهه مقاومت و جلوگیری از تهدیدهای بالقوه و خطر استهاله، نیاز به مدیریتی فوق العاده از طرف مقاومت دارد که تا کنون نیز شاهد آن بوده ایم.
با این وصف به نظر می رسد آینده مذاکرات حماس و حکومت نامشروع خودگردان نقش تعیین کننده ای در تقویت یا تضعیف جبهه مقاومت خواهد داشت.
در دنباله مطلب قبلی باید بگم که ما مظلومیم. حتی مظلوم تر از اهل غزه. شاید تعجب کنین؛ اما دلیل دارم.
١- ما هم درگیر جنگ بودیم. اما علاوه بر تحریم ها ی اقتصادی و نظامی، ما تحریم سیاسی_خبری هم شده بودیم. در حالی که مظلومانه می جنگیدیم، هیچ کس نبود از ما دفاع حتی سیاسی و خبری کنه.
خوشبختانه اگر اون روز ما در جبهه حق تقریبا تنها بودیم، از ثمرات انقلاب ما این هستش که امروز مظلومین دنیا چند پشتیبان دارن، که از اون ها حمایت سیاسی، خبری کنن. که به نظرم توسعه شبکه های برون مرزی در همین راستا بوده و اتفاقا سیاست تاثیر گذاری هم هست.
حتی جورج گالوین( یکی از نماینده های مجلس انگلیس) منبع خبری خودش رو PRESS TV اعلام کرد. و همین خبر رسانی ها بود که منجر به تظاهرات گسترده شد.
2- ما مظلومیم، چون در برابر ما همه متحد شده بودن. چه کشورهای عربی و چه اروپایی و ....
اما در غزه، و البته با تلاش ما، این جبهه شکست. و این بار اختلاف به داخل اتحادیه عرب و اروپا رسوخ کرد. البته هنوز ثمرات کامل اون به بار ننشسته و آینده ای درخشانتر در پی هست.
3- ما مظلومیم چون جرم همدستی با ما کفایت می کنه که ملتی رو به خاک و خون بکشن. شاید به همین دلیل بود تاخیر طولانی در پاسخ تبریک رهبری ایران توسط اسماعیل هنیه. با اینکه 2 روز قبل از توقف حملات ایشون پیام تبریک پیروزی فرستادن.البته از حق نگذریم وقتی جواب داد جواب زیبایی داد.
4- ما مظلومیم چون هیچکس نیست( البته از مخالفین داخلی سیاست خارجی ایران) که بگه اگه این بار اتحادی هرچند کوچک در دفاع از آرمان فلسطین شکل گرفت، این کار حاصل زحمات ایران بوده. هر چند اسرائیلی ها به اون اعتراف کنن.
5- ما مظلومیم چرا که وقتی اردوغان اون کار رو در داووس انجام داد، همه به اون آفرین گفتن و شجاعتش رو تحصین کردن و گفتن ما باید از ترکیه یاد بگیریم. در حالی که اردوغان در ارزوی رفتار عزتمندانه ای مثل ماست. اما نگرانی از اقدام نظامی ها اون رو از این کار باز میداره.
راستی چرا مرغ همسایه غازه؟
دیروز در خبرها دیدیم که اردوغان، نخست وزیر اسلام گرای ترکیه چطور پنجه در پنجه پرز، رئیس جمهور سفاک رژیم اشغالگر( و البته برنده نوبل صلح!!!!) انداخت. واقعا این واقعه دل همه مسلمین رو شاد کرد. اما چند نکته قابل تامل هم داشت.
١- در یادداشت قبلی( بخش نبرد فرقان) نوشتم که صف بندی جدیدی در حال شکل گرفتن هست. امیدوارم ترکیه آخرین قدم جهت پیوستن به جبهه حق رو برداره و روابطش رو با اسرائیل کلا قطع کنه.
٢- از حق نباید گذشت که اگر یکی از شعارهای ما صدور انقلاب بوده، امروز تبدیل این شعار رو به واقعیت به راحتی میشه دید. مشروط بر اینکه با دیده حق بین به این قضایا نگاه کنیم. رفتار ترکیه، ونزوئلا، بولیوی و مردم دنیا، ریشه در هنجار شکنی داشت که انقلاب ما کرد. اگر روزی آتش زدن پرچم آمریکا هنجار شکنی بود، امروز این عمل به یک رویه ظلم ستیزانه در کل دنیا تبدیل شده و البته سرعت گرفتن این کار در دنیای امروز مرهون چند عامل هست که یکیش شجاعت مثال زدنی رئیس جمهور ما احمدی نژاد هست. (فارق از درستی یا نادرستی سیاست های اقتصادی دولت)
٣- اما ما مظلوم ترین ملت در دنیای امروز هستیم. حتی مظلوم تر از اهل غزه. میگین چرا؟ این بمونه برای پست بعدی
خدارو شکر که جنگ غزه هم با شکست دشمن صهیونیستی فعلا تمام شده. هر چند اون ها می خوان این شکست رو تو جبهه سیاسی جبران کنن. اما اگر این کار شدنی بود نیازی نبود که حمله کنن و از همون اول بدون خون و خون ریزی این کار رو انجام می دادن.
اما چند تا نکته جالب این وسط هست.
١- نبرد فرقان
اسماعیل هنیه اسم این نبرد رو نبرد فرقان گذاشت. و جدا هم همینطور شد. یعنی به راحتی با این حرکت صفوف کشورهای اسلامی، عربی و تا حدود زیادی کلیه کشورها مشخص شد.
ورود ونزوئلا و بولیوی به صف مقدم ظلم ستیزها و جدایی ترکیه و قطر از صف دشمنان رو باید به فال نیک گرفت. و از این فرصت طلائی به نحو مطلوب استفاده کرد. هر چند بارزترین مساله پایمردی شدید سوریه با رهبری بشار اسد هست که واقعا برای مقاومت دلگرم کننده است.
٢- بی آبرویی شدید دولت های استکباری و مدعی حقوق بشر و دموکراسی
دیدیم که به راحتی یک کشور تمام قوانین و هنجارهای بین المللی رو می تونه بشکنه و در عین حال مورد حمایت باشه. مدعیای دموکراسی نخست وزیر قانونی رو کنار میگذارن و کسی که دوره اش به سر اومده رو باهاش ارتباط می گیرن و این یعنی ته ته دموکراسی
٣-پیروزی مجدد خون بر شمشیر
باز هم دیدیم که در معرکه نبرد حرف نهایی رو نیروهای مومن می زنن نه تجهیزات مدرن
۴- لزوم برنامه ریزی دراز مدت
این نشون داد نیروهای مقاومت همیشه و همه جا باید برای بدترین و مظلومانه ترین سناریوها آماده باشن. و امیدی به نهادهای بین المللی و ... نداشته باشن.
۵- تغییر باور دشمن نسبت به شکست ناپذیریش
تو جنگ ٣٣ روزه دشمن نمی خواست چیزی رو که دیده بود باور کنه برای همین هی جنگ رو کش می داد به این امید که این چیزهایی که میبینه خواب و خیال باشه و برطرف شه. مثل یک تیم فوتبال که حریف رو دست کم گرفته و هی حمله می کنه اما گل می خوره. آخرش بعد ۶-٧ تا گل به نتیجه برسه دروازه رو حفظ کنه کمتر آبروش میره. این دفعه ماجرا تو ٢٢ روز تموم شد. دفعه بعد انشالله ١١ روزه و بعد هم....
خیلی از این نکته ها هست از جمله اینکه یک روزی اسرائیل اگر تشر میرفت همه می ترسیدن و ابهتی پیداکرده بود. اما الان دیگه نیروی نظامیش هم کارگز نیست. حالا دیگه به عربده مستانه رو آورده. لیونی به طرز مسخره ای میگه ما می خواستیم ثابت کنیم دیوونه ایم. کسی نیست بهش بگه نیازی نیست همه این رو می دونن اگر خودتم بهش رسیدی بهت تبریک میگیم.
این تیتر مطلب جالبی بود که رجا نیوز زده و با توجه به حال و هوای این روزها و وضعیت غزه که امروز بیست و دومین روز مقاومتش هست، به نظرم حیف اومد این جا لینکش رو نگذارم. البته بخش های زیادیش رو قبلا دیده بودم. اما الان خیلی جامع تر بیان شده.
http://rajanews.com/detail.asp?id=23153
شعر خیلی زیبایی از علیرضا غزوه دیدم. حیفم اومد این جا نگذارم. حالا که حمله زمینی اسرائیل شروع شده امیدوارم افسانه جنگ ٣٣ روزه دوباره تکرار شه. هر چند باورش سخته اما یقین دارم که امکان پذیره. این وعده خداست.ان یکن منک عشرون صابرون یغلبوا... . و دوران ما شجاع تر و صبورتر از مردو غزه در حال حاضر نداره. و چقدر سخته که باید از دور بشینیم و فقط تماشاگر باشیم.
آقای پپسی کولا !
کاری کنید که غزه در محاصره کامل است
آقای فانتا !
تو کاری کن
که زمزم الحرمین
کاری نمی کند
اهرام مصر!
خدای معبد آمون!
خوابگزاران اعظم
کاری کنید
که من خواب سه مار سیاه دیده ام
که مغز سیصد و شصت و پنج روز را
در سینی ماه
می بردند بر سر
خواب سیصد و شصت و پنج ستاره خونی
و خواب نیل
که با ساطور
سیصد و شصت و پنج تکه شد
من خواب یوسف را دیدم
در چاه نفت
افتاده بود
و تاجران دلار بر سر چاه
فریاد می زدند:
- هفتاد سنت بالا!
- دو دلار کم!
من خواب ناوها و شمشیرها و باران ها دیده ام
دیدم
که جمال عبدالناصر
با اسب
از دروازه رفح گذشت
و عزالدین قسام
و صلاح الدین
دروازه های غزه را
گشوده بودند
خواب سه مار سیاه
بر شانه های حسنی مبارک و
شاه چموش اردن و امیر پرفسورالریش!
دیدم که پادشاهان عرب
خوراک مغز جوانان غزه را
در سه دیس کنفرانس
به پادشاه کشور یأجوج
تقدیم می کنند
آقای بی بی سی!
گویا نیوز!
بالاترین!
شما کاری کنید!
چرا کسی کاری نمی کند برای غزه
تعبیری برای خواب من زخمی
مارادونای عزیز پرتقالی!
تو کاری کن!
شیخ بدون چشم !
صاحب فتوای زمین نمی چرخد
و عکس حرام...
امیر نفت!
که با برادر ناتنی ات
عربی رقصیدی
یک غلطی کن!
خوانندگان رپ و راگ!
شما کاری کنید!
که غزه در دهان گرگ است
به پاپ ژان پل چندم مربوط نیست
به صاحبان کلیسا نه
به خادم الحرمین
به الازهر
به کبارالعلما
هرگز!
آنان برای فتوا بر علیه نماز
با دست باز
آنان فقط
برای مصرف صابون و ادکلون
مُحرم شدن
و انتخاب حلق و تقصیر
و حرمت صید حرم
آفریده شده اند
آقای اسکولاری!
تو کاری کن!
آقای چلسی!
خانم هالیوود!
شما کاری کنید!
خانم آیشواریا!
عروس آمیتاباجان عزیز!
شما کاری کنید!
و شما
ای اسب های اصیل عرب!
نه از نژاد ذوالجناح اید
نه از نژاد براق
از نژاد اینترنت اید و چت روم و آزمایشگاه
از نژاد یورو و جکوزی
سوارانتان را کشتند
و پادشاهانتان را اخته کردند
مردانگی تان را کشیدند
تا در مسابقات پرش
همچنان سواری بدهید و
رستگار شوید
که شیوخ عرب
بزغاله و وزغ را
بر شما مسلط کرد
با این همه هنوز شما
مردترید از آن سه مار
شما کاری کنید
که سازمان ملل تعطیل است!
این روزها، وقتی اخبار غزه را از طرق مختلف می شنوم، مدام این سئوال در ذهنم تکرار میشود که از من چه کاری بر میآید؟ شاید حال خیلی از مردم دیگر هم همینطور باشد.
این تنها موردی نیست که این سئوال برای من یا شما پیش میآید، اما به نظرم این روزها مهمترین درماندگی و به اصطلاح کاسه چه کنم به دست گرفتن مربوط به همین مورد است.
کاش کسی بود و راه حلی برای این چه کار باید کرد داشت.