چه کار باید کرد؟
|
||
روایت قشنگی دیدم که حیفم اومد با نوشتنش تو اینجا ماندگارش نکنم. این روایت ذیل درس آیت الله مصباح در تفسیر مناجات خمس عشره اومده و بحث از چرایی عدم درک لذت مناجات هست.
چرا از مناجات لذت نمىبریم؟
چه چیز موجب مىشود که انسان دوست نداشته باشد با خدا مناجات کند؟ خدا خیلى جاها خودش فرموده که اگر کسانى، بعضى از ویژگىها را داشته باشند، من شیرینىِ مناجاتم را از کام آنها بر مىدارم، «لَا أُذِیقُهُ حَلَاوَةَ مَحَبَّتِی8»؛ روایتى از پیغمبر اکرم(ص) است که مىفرمایند: «قال الله سبحانه إذا علمت أن الغالب على عبدی الاشتغال بی نقلت شهوته فی مسألتی و مناجاتی9»؛ خدا مىفرماید که اگر دیدم که بندهام اغلب اوقاتش را صرف من مىکند، به فکر من است، یعنى به فکر این است که چه تکلیفى دارد تا انجام بدهد، یا از چه نهى شده است که اجتناب کند - ممکن است لحظات و ساعاتى رفتارهاى نامناسبى هم داشته باشد - تمایلات او را سوق مىدهم به طرف گفتگو و مناجات با خودم. به جاى اینکه تمایل به امور پست و حیوانى داشته باشد، اصلا علاقهاش به این جهت مىشود که با خدا صحبت کند. این لطفى است که خدا به او مىکند. اگر کسانى باشند که بیشتر اوقات یا خداى ناکرده همهى اوقاتشان، فکر لذائذ دنیا باشند؛ فکر این هستند که چه غذایى لذیذتر است، چه جایى مناسبتر است، چه لباسى زیباتر، چه فیلمى لذتبخشتر است، مجالست با چه کسى شیرینتر است، چه پست و مقامى مىتوانند به دست بیاورند، خدا هم اجازه نمىدهد که با او مناجات کنند.
امیدوارم حضرت حق من رو شایسته این کنه که بتونم لذت مناجات با حضرتش رو درک کنم.١
١- بحارالأنوار، ج 90، ص 162