چه کار باید کرد؟
|
||
خدارو شکر که جنگ غزه هم با شکست دشمن صهیونیستی فعلا تمام شده. هر چند اون ها می خوان این شکست رو تو جبهه سیاسی جبران کنن. اما اگر این کار شدنی بود نیازی نبود که حمله کنن و از همون اول بدون خون و خون ریزی این کار رو انجام می دادن.
اما چند تا نکته جالب این وسط هست.
١- نبرد فرقان
اسماعیل هنیه اسم این نبرد رو نبرد فرقان گذاشت. و جدا هم همینطور شد. یعنی به راحتی با این حرکت صفوف کشورهای اسلامی، عربی و تا حدود زیادی کلیه کشورها مشخص شد.
ورود ونزوئلا و بولیوی به صف مقدم ظلم ستیزها و جدایی ترکیه و قطر از صف دشمنان رو باید به فال نیک گرفت. و از این فرصت طلائی به نحو مطلوب استفاده کرد. هر چند بارزترین مساله پایمردی شدید سوریه با رهبری بشار اسد هست که واقعا برای مقاومت دلگرم کننده است.
٢- بی آبرویی شدید دولت های استکباری و مدعی حقوق بشر و دموکراسی
دیدیم که به راحتی یک کشور تمام قوانین و هنجارهای بین المللی رو می تونه بشکنه و در عین حال مورد حمایت باشه. مدعیای دموکراسی نخست وزیر قانونی رو کنار میگذارن و کسی که دوره اش به سر اومده رو باهاش ارتباط می گیرن و این یعنی ته ته دموکراسی
٣-پیروزی مجدد خون بر شمشیر
باز هم دیدیم که در معرکه نبرد حرف نهایی رو نیروهای مومن می زنن نه تجهیزات مدرن
۴- لزوم برنامه ریزی دراز مدت
این نشون داد نیروهای مقاومت همیشه و همه جا باید برای بدترین و مظلومانه ترین سناریوها آماده باشن. و امیدی به نهادهای بین المللی و ... نداشته باشن.
۵- تغییر باور دشمن نسبت به شکست ناپذیریش
تو جنگ ٣٣ روزه دشمن نمی خواست چیزی رو که دیده بود باور کنه برای همین هی جنگ رو کش می داد به این امید که این چیزهایی که میبینه خواب و خیال باشه و برطرف شه. مثل یک تیم فوتبال که حریف رو دست کم گرفته و هی حمله می کنه اما گل می خوره. آخرش بعد ۶-٧ تا گل به نتیجه برسه دروازه رو حفظ کنه کمتر آبروش میره. این دفعه ماجرا تو ٢٢ روز تموم شد. دفعه بعد انشالله ١١ روزه و بعد هم....
خیلی از این نکته ها هست از جمله اینکه یک روزی اسرائیل اگر تشر میرفت همه می ترسیدن و ابهتی پیداکرده بود. اما الان دیگه نیروی نظامیش هم کارگز نیست. حالا دیگه به عربده مستانه رو آورده. لیونی به طرز مسخره ای میگه ما می خواستیم ثابت کنیم دیوونه ایم. کسی نیست بهش بگه نیازی نیست همه این رو می دونن اگر خودتم بهش رسیدی بهت تبریک میگیم.