سر در گمی

این روزها سر در گمی عجیبی دارم. تا به حال همچین بلاتکلیفی ای رو تجربه نکرده بودم.

حقیقتش این هست که این سر در گمی در مورد انتخابات آتی ریاست جمهوری هست.

چند چیز هم زمان در ذهنم داره دور می زنه.

١- اگر هاشمی منصب رییس جمهور رو به عرش نشوند، خاتمی اونو پایینش آورد و احمدی نژاد کاملا زمینی اش کرد. خاتمی خاکی بود اما ادبیات و دغدغه هاش مردمی نبود و بیشتر مربوط به طیف خاصی از جامعه بود.

٢- از نظر مردم اون چیزی که مهمه در حال حاضر بیشتر مربوط به اقتصاد هست. اقتصاد ما تو این ٣ سال و اندی وضعیت فاجعه آمیزی داشته. اما مطابق گزارش نهادهای بین المللی کم کم وضعیت داره بهتر میشه. و روندی که مطابق آمار همه دولت ها داشتن که تو دور اول همه چی به هم می ریخته و در دور دوم درست میشده انگار داره تکرار میشه.

٣- از نظر بین المللی حقیقتش من به رفتار احمدی نژاد بیشتر اعتقاد دارم تا خاتمی. چون به نظرم این دنیا، دنیایی نیست که بتونیم با ادبیات خاتمی  حقمون رو بگیریم. تو این دنیا به آدم یک دنده ای مثل احمدی نژاد نیاز هست.

۴- دورو بر خاتمی رو یک عده گرفتن که به نظرم یا آدم های ترسویی هستن یا خائن. این مساله برام خیلی مهمه. من به خاتمی اعتقاد  دارم. اما از مشارکت متنفرم. و به نظرم یک روزی اسناد جاسوسی و خیانت خیلی از این ها رو میشه. همینطور که یکی یکی دارن میرن به سمت آمریکا.

۵- احمدی نژاد آدم یک دنده و مشورت ناپذیری نشون میده و به خصوص تو مساله ای مثل کردان هیچ جور نمیشه رفتارهاش و منطقش رو توجیه کرد.

۶- احمدی نژاد از مدیرای تحول خواهی هست که هیچوقت نتونستم درکشون کنم. بعضی از مدیرا فقط دنبال متحول کردن. اما این تحول هیچ سمت و جهتی نداره و اغلب خراب کننده است. من همیشه مخالف تحول توسط آدم هایی هستم که هنوز هیچ تسلطی به حوزه کاریشون پیدا نکردن.

٧- در عوض خاتمی اونقدر پایبند مشورت و نظر خواهی هست که همین مانع میشه حتی یک قدم بداره.

٨- ظاهرا تو کشور ما بهترین کار اینه که دولت بشینه و کاری نکنه. کاری که تو دوره خاتمی شد و اقتصاد داشت به یک آرامشی میرسید. به همین دلیل، هر چند شاید مسخره باشه اما من موافق بیشتر شدن تعطیلات دولتی هستم.

٩- من عاشق میرحسینم. اما می بینم که اون رو هم دارن یک عده آدم .... دوره میکنن.

از طرف دیگه اگه میرحسین دور بعد کاندید میشد حتما رای میدادم اما الان فکر نکنم.

١٠- راجع به کروبی سعی میکنم اصلا فکر نکنم. نمی دونم هم چرا. به نظرم ما تو کشور تنها دو تیم اقتصادی داریم. یکی مربوط به اصلاح طلب ها . که اگه هاشمی یا کروبی یا خاتمی بیان همین ها دست اندرکار میشن که قبلا هم بودن. یکی دیگه مربوط به میرحسین که نمی دونم ایده هاشون الان کارامد هست یا نه.  فرشاد مومنی رو دوست دارم اما نمی دونم ازش کاری بر میاد یا نه.

١١- از دو طیفی شدن مملکت نگرانم. یا چپ یا راست به نظرو نتیجه خوبی نداره. البته اینم می دونم اگه گروه سومی هم بیاد میشه مثل احمدی نژاد که تیمی برای کار نداشت و اعضا دو گروه پیشنهاد های همکاریش رو رد کردن و در نتیجه کشور زیان دید.

١٢- اما همه این ها یک طرف من دینم رو دوست دارم. دورو بر خاتمی و کروبی یک عده مشکوک جا گرفتن که هر روز یکی از ایده هاشون رو میشه. یک روز سروش تنها تفاوت ما رو با انبیا منحصر در دریافت وحیی می کنه که در نهایت معلوم میشه برای همه هم تجربه پذیره، بعد از حقیقت های متکثر برامون میگه و علی و غیر علی رو تو یک جایگاه مینشونه(سخنرانی دانشکده فنی)، روز دیگه وحی زمانی و مکانی و میشه، بعد همون وحی میشه شخصی روز دیگه ای دین کاملا میشه شخصی و تقلید میشه کار میمون ( البته تنها تقلید از روحانیون و نه از به اسطلاح روشنفکران دینی) ، قرآن میشه تلقی شخصی پیامبر و... دین میشه افیون توده ها و دولت ها، عصمت میشه بی معنی و امام زمان هم که ..... زیارت عاشورا و جامعه کبیره هم مرامنامه شیعه غالی. امام هم که به موزه فرستاده میشه.

من حاضرم هیچ چی نداشته باشم و گشنگی بکشم اما این حرف ها رو هم حداقل در سطح دولتی ها نشنوم.

جدا باید چکار کنم؟

/ 0 نظر / 6 بازدید